دار
هرکدام داری در خانه داریم
که داروخانهایست برای تمام دردها
آویزان از سقف
هر روز گلویم
را با گره طنابش چک میکنم
تا اندازهی زندگی دستم بیاید
دستمان بیاید
دست زدن به سقوط
از چهارپایهی زیر پا
از چهارنفر که چهار دیوار اتاق بودند
با من لشگری میساختیم
از خاطراتی که در مغزم رژه میرفتند
و از تمام خبردارها میافتند
در لیوان چایام
که زیر دار خانهمان سرد شدهست.
ما را در سایت ادبیات و بازشناسی نشانه هایی به پیوند دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 61